چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۷ | ۲:۳۹ ق.ظ | سید محمد صادق موسوی -
دو راهبرد رهبر انقلاب در مواجهه با دشمنان؛
بر خلاف برخی تبلیغات و
جنجال های رسانهای، در جمهوری اسلامی در تمامی سال های پس از انقلاب
تاکنون مذاکره با آمریکا به عنوان تابو از سوی مقام های عالی رتبه نظام
شمرده نشده است که اکنون کسانی بخواهند یا توانسته باشند آن تابو را
بشکنند.

در این یادداشت به چند نکته در این رابطه به طور اختصار اشاره می شود:
۱- بر خلاف برخی تبلیغات و جنجال های رسانهای، در جمهوری اسلامی در تمامی سال های پس از انقلاب تاکنون مذاکره با آمریکا به عنوان تابو از سوی مقام های عالی رتبه نظام شمرده نشده است که اکنون کسانی بخواهند یا توانسته باشند آن تابو را بشکنند.
قطع ارتباط دیپلماتیک بین ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی از سوی آمریکا صورت گرفت و عدم مذاکره با آن کشور مبتنی بر منطق قوی و هوشمندی دوراندیشانه انجام شده است. مذاکره با آمریکا و ایجاد روابط با آن کشور قواعدی دارد که از ابتدای انقلاب اسلامی به طور مکرر و بدون تغییر از سوی امام راحل و رهبری معظم انقلاب بیان شده است و می شود.
لذا برای درک کلید موضوع عدم تغییر در راهبردها و اهداف کلان انقلاب و موضوع مذاکره با آمریکا می توان به یکی از برجسته ترین راهبردهای کلان ارایه شده از سوی حضرت آیت الله خامنه ای در زمینه «صلابت در اهداف» و «عدم صلابت در روش» در هنگام لزوم استفاده کرد.
معظم له سالها پیش در یک سخنرانی صلابت و پایداری در اهداف را بسیار لازم و ضروری و در عین حال صلابت غیر لازم بر روشها را مصداق نوعی تحجر بر شمردند. با این شاخص اهداف انقلاب اسلامی بدون ذره ای تغییر می تواند در قالب روشهای گوناگون با توجه به پیچیدگی هایی در هر دوران به طور متناسب و با دقت در روایی و پایایی روش جدید تحقق یابد.
۲- علت تغییر رفتار دولتمردان آمریکایی صرفا در موضوع مقاومت قاطعانه ملت و نظام اسلامی خلاصه می شود. دولت های پیشین و دولت کنونی ایالات متحده هر چه در توان داشتند به لحاظ فشار نرم و اقدام و تهدید سخت علیه ملت ایران انجام دادند.
تحلیلگران سیاسی می توانستند پیش بینی کنند، هنگامی که در ابتدای سال جاری میلادی و در بهمن ماه ۹۱ فشارهای اقتصادی به آخرین حد ممکن خود رسید اگر دولت آمریکا نتواند نظام اسلامی را وادار به تسلیم کند، در این مسیر به آخر خط خواهد رسید و مجبور به پیدا کردن بهانه ای برای تغییر راهبردی یا حداقل تاکتیکی خواهد شد.
امری که نشانه های بازر آن در اوایل سال جاری شمسی و از جمله در نامه نگاری مقامات آمریکایی به محضر رهبر حکیم انقلاب متبلور شد. نرمش در برابر دولتی مثل دولت آمریکا، اگر بدون پشتوانه "مقاومت عمیق و هوشمندانه" باشد هرگز دستاوردی را به دنبال نداشته و نخواهد داشت. همانطور که نرمش زیاد دیکتاتور سابق لیبی در برابر آمریکا و ارسال تجهیزات هسته ای در یک کشتی برای آن کشور برای قذافی هیچ سودی نداشت.
هر چند هوشمندی، هماهنگی و سخنان سنجیده ریاست جمهوری در سفر به نیویورک بسیار کارساز و مهم است لیکن موقعیت نسبی عملکرد ایشان و همکارانشان را می بایستی در منظومه ای کامل از مقاومت محکم دو دولت قبل و عملکرد دولت فعلی جستجو کرد.
انصاف این است که اگر قطعا مسیر مقامت جانانه در دولت قبلی، دولت های غربی را به نتیجه بی فایده بودن فشار به ایران نمی رساند؛ امروز "نرمش قهرمانانه" نیز در سایه تدابیر رهبر معظم انقلاب به این عظمت انجام نمی شد. همانگونه که در سال های ۷۵ و اوایل دهه ۸۰ راهبردهایی از جنس نرمش دولتها نه تنها مزیتی برای کشور ایجاد نکرد بلکه آن دولت ها با جریان میکونوس و خروج سفرای اروپایی و مساله محور شرارت نامیدن ایران مواجه شدند.
۳- تجربه انقلاب اسلامی نشان داده است که هر انتخاباتی به ویژه انتخابات ریاست جمهوری برای کشور، حجم زیادی از قدرت نرم را به وجود می آورد. هر چند در سال ۸۸ با فتنه آفرینی ها و تردیدافکنی ها، قدرت نرم ایجاد شده در پی آن انتخابات ریاست جمهوری تا حد زیادی نابود شد ولی درسال ۹۲ با هوشمندی، تقوا و نجابت رقبا، قدرت نرم متولد شده از حضور حماسی مردم و تحقق حماسه سیاسی، به طور سیل آسا در پرتو رهنمودهای رهبری نظام در مسیر خلق حماسه اقتصادی و گسترش دیپلماسی هدفمند قرار گرفت. امری که نتایج آن در بستر تلاش های دولت و ملت می تواند نتایج بسیار درخشانی را برای ایران اسلامی و جهان اسلام به بار آورد.
شاید اگر برخی بصیرت ها نیم سوز نمی شد و بنزین آزاد(!) به اردوکشان خیابانی اهدا نمی شد، مساله به زانو درآوردن ابرقدرت غرب خیلی زودتر اتفاق می افتاد و فشار این همه تحریم ظالمانه بر چهره مقاوم و مظلوم ملت ایران پنجه ستم نمی کشید.
۴- شعار مرگ بر آمریکا یک شعار برخواسته از عمق اعتقادات اسلامی و روحیه عدالت جویی و ظلم ستیزی ایرانی و شیعی بوده است. این شعار هدفش مردم، زمین های کشاورزی و صنعت تکنولوژی و اقتصاد آمریکا نیست همان طور که برای هیچ کشوری نبوده است. هدف این شعار نفی و روحیه استکباری و ظلم به محرومین و مظلومین در قالب ابراز نفرت به سمبل این جنایات یعنی دولت های آمریکا بوده است. البته دولت فعلی آمریکا می تواند با اقدام عملی و اصلاح رفتار گذشتگانش در کنار ملت ایران قرار گیرد و تلاش نماید ذهنیت منفی ایرانیان را نسبت به خود تغییر دهد. امری که با نفوذ گسترده لابی صهیونیستی و ماهیت نظام حاکم بر آمریکا بسیار دور از ذهن به نظر میرسد. تنها در این صورت است که این شعار راهبردی، هیچگاه فریاد نخواهد شد.
۵- نباید از اخم دشمن ترسید و از پیام به اصطلاح دوستی او ذوق زده شد. برخی ذوق زدگی های غیر مسوولانه ممکن است موجب دادن آدرس غلط به حریف شود و در نهایت باعث تحمیل هزینه به دولت و آسیب رساندن به دستاوردهای نظام اسلامی شود.
به نظر می رسد عملکرد و اقدامات روزهای آتی نظام اسلامی بسیار دیدنی و جذاب خواهد بود لذا می بایست هم رسانه ها اندکی با دقت تحلیل و خبررسانی کنند و هم رئیس جمهور آمریکا ـ اگر با فشار افراطی های صهیونیست عقب نشینی نکند ـ سعی کند به آنچه که گفته است عمل کند.
۶- در پایان خوب است به نامه ای از امیرالمومنین علی (ع) در تحلیل نبرد صفین و آنچه میان ایشان و معاویه گذشت نگاهی بیاندازیم. ایشان در این نامه نوشته اند: آغاز کار چنین بود که ما با مردم شام دیدار کردیم... پس به آنان گفتیم بیایید با خاموش ساختن آتش جنگ و آرام ساختن مردم، به چاره جویی و درمان بپردازیم... اما شامیان پاسخ دادند "چاره ای جز جنگ نداریم" پس، از پیشنهادها سرباز زدند و جنگ در گرفت و تداوم یافت و آتش آن زبانه کشید. پس آنگاه که دندان جنگ در ما و آنان (طرفداران معاویه) فرو رفت و چنگال آن سخت کارگر افتاد، به دعوت ما برای صلح و گفت وگو گردن نهادند و بر آنچه که آنان را خواندیم، پاسخ دادند. ماهم به درخواست آنان پاسخ دادیم و آنچه را خواستند زود پذیرفتیم تا حجت را برای آنان تمام کنیم و راه عذرخواهی را ببندیم. آنکه بر پیمان خود استوار ماند از هلاکت نجات یافت و آن کسی که در لجاجت خود پای فشرد خدا پرده ناآگاهی بر جان او کشید و بلای تیره روزی گرد سرش گردانید. (نهج البلاغه نامه ۵۸)