کعبه ویران شد ، حرم از سوز صاحب خانه سوخت
تا در بیت الحرام از آتش بیگانه سوخت
فاطمیه ، ایام شهادت مادر ماست


قصه اول :
یه شهر...........یه کوچه...........یه مادر با قباله...........قنفذ با مغیره...........
قصه دوم :
یه شب...........یه تشییع...........گریه های بی صدا...........یه مزار مخفی...........
قصه سوم :
یه مردتنها...........بدون یار...........هنوز شمشیرش روی دیواره...........
قسمت چهارم :
یه دختر........... حالا شده مادر........... شده یار........... شده تنها...........
قسمت پنجم :
یه پسر...........تماشاگر بود تو کوچه...........همراه بود تو کوچه...........
قسمت ششم :
یه پسر...........تو گودال...........صدای غریب مادر...........
قسمت آخر :
یه مرد از نسل خورشید...........
همون شهر ، همون کوچه ، همون قباله ، فرزند همون مادر ، همون شمشیرِ روی دیوار
آن مرد آمد...........آن مرد با ذوالفقار آمد...........آن مرد سوار بر ذوالجناح آمد...........
آن مرد منتقم است...........
شعری زیبا از حمید رضا برقعی با این موضوع راستی! فاطمیه نزدیک است...
+ انتقال پیکر امام موسی صدر به لبنان