| اندیشکده «مطالعات راهبردی و بینالمللی»: | ||
| خط قرمزها و ضربالاجلهای تعامل با ایران | ||
|
یک اندیشکده آمریکایی در گزارشی با پرداختن به
بحران هستهای ایران، از قول کارشناسان مختلف بینالمللی مینویسد که حتی
یک حمله نظامی نیز نمیتواند برای دولت اوباما که در دور دوم ریاست جمهوری
خود از آزادی عمل و انعطافپذیری بیشتری برخوردار است، راه حلی قطعی برای
پایان دادن به برنامه هستهای ایران محسوب شود. | ||
اندیشکده
آمریکایی «مطالعات راهبردی و بینالمللی» در گزارش نشست «برنامه پیشگیری
از گسترش» ، که با حضور کارشناسانی چون دکتر «جان بی. آلترمن،» صاحب «کرسی
زبیگنیو برژینسکی» در امور امنیت جهانی و ژئواستراتژی و مدیر برنامه
خاورمیانه در مرکز مطالعات، ژنرال بازنشسته «جیمز کارترایت،» صاحب «کرسی
هارولد براون» در مطالعات سیاستهای دفاعی در مرکز مطالعات، خانم «هدر
کانلی،» مدیر و عضو ارشد برنامه اروپا در مرکز مطالعات، دکتر «اولی
هینونن،» عضو ارشد «مرکز بلفر در علم و امور بینالمللی» در دانشگاه
هاروارد، دکتر «اندرو کوچینز،» مدیر و عضو ارشد برنامه روسیه و اوراسیا در
مرکز مطالعات، دکتر «حاییم مالکا،» معاون و عضو ارشد برنامه خاورمیانه در
مرکز مطالعات، «دیوید پامفری،» یکی از مدیران و عضو ارشد برنامه انرژی و
امنیت ملی در مرکز مطالعات، «دیوید سنگر،» سرپرست خبرنگاران واشنگتن از
نشریه «نیویورک تایمز،» و خانم «شارون اسکوآسونی،» مدیر برنامه پیشگیری از
گسترش در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی برگزار شده بود، به بررسی
بحران هستهای ایران پرداخته و ضمن اعلام حساسیت فوقالعاده چند ماه آینده
به این نتیجه میرسد که به سبب امکانناپذیری ذاتی نابود کردن دانش -که
میتواند منجر به تولید توانمندی در این مورد خاص هستهای شود- حتی یک حمله
نظامی نیز نمیتواند برای دولت اوباما که در دور دوم ریاست جمهوری خود از
آزادی عمل و انعطافپذیری بیشتری برخوردار است، راه حلی قطعی برای پایان
دادن به برنامه هستهای ایران محسوب شود. از سوی دیگر، تحریمها نیز با
وجود اثربخشی، نتوانستهاند رفتار حکومت ایران را تغییر دهند.
■ حمله به ایران میتواند پایههای روابط دیپلماتیک و امنیتی در خاورمیانه را به لرزه درآورد دولت
بوش و دولت اوباما تا کنون در تلاش بودهاند تا به تهدید برنامه هستهای
ایران پایان دهند. غالب کشورها و سازمانهای خارجی نگران پیامدهای رشد
توانمندیهای ایران تا مرز نزدیک شدن به ظرفیت حقیقی تولید سلاح اتمی
هستند، که به عنوان یکی از این پیامدها میتوان به تغییر محاسبات امنیتی در
سرتاسر خاورمیانه اشاره کرد. دورنمای یک بمب ایرانی چنان هولانگیز است
که کشورهای متعددی -از جمله آمریکا- آشکارا تمایل خود را برای توسل به
اقدامات نظامی برای عقب راندن پیشرفت هستهای ایران نشان دادهاند.
پیامدهای چنین حملهای خود نیز میتواند پایههای روابط دیپلماتیک و امنیتی
در سرتاسر خاورمیانه را به لرزه درآورد.
■ آیا میتوان راه حل یا فرآیندی را برای برونرفت از این بحران متصور شد؟ با
پایان یافتن دوران انتخابات در آمریکا و اسرائیل و با نزدیک شدن به دوران
انتخابات در ایران، آیا جایگزینی برای دورنمای ایرانی که با قدمهایی
راسخ به سمت ظرفیت تولید سلاح هستهای گام برمیدارد، وجود دارد؟ آیا
میتوان راه حل یا فرآیندی را برای برونرفت از این بحران متصور شد که
برای ایران، آمریکا و همپیمانانش، دیگر اعضای دایم شورای امنیت سازمان
ملل، و در نهایت همسایگان ایران قابل پذیرش باشد؟ و اگر چنین است، این راه
حل چگونه خواهد بود، و چطور باید پیگیری شود؟ چه اقداماتی باید انجام شود
تا چنین راه حلی به عنوان بخشی از یک فرآیند معتبر به جای آنکه تا لحظه
دستیابی ایران به سلاح هستهای تنها به روزشماری بپردازد، به تدریج از
فضای کنونی تشنجزدایی کند؟ ■ اسرائیل، روسیه، و اعراب به آمریکا اعتماد ندارند
■ سانتریفیوژهای نسل آینده، توانمندیهای هستهای ایران را به شکل چشمگیری بهبود دادهاند - «وضعیت فنی در حال حاضر» گفتوگویی با معاون پیشین دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دکتر «اولی هینونن» ، که اکنون در «مرکز بلفر» در دانشگاه هاروارد مشغول به فعالیت است. از
زمانی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی از برنامه هستهای پیچیده ایران
پرده برداشت، 10 سال میگذرد. از آن زمان تا کنون، ایران تولیدات هستهای و
ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به شکلی نمایی گسترش و به بسیاری از دیگر
فعالیتهای خود، از جمله ساخت یک راکتور آب سنگین و تولید آب سنگین ادامه
داده است. ایران در حال حاضر اورانیوم را تا حدود 20 درصد و ظاهرا برای
تأمین سوخت «راکتور تحقیقاتی تهران» غنی میکند، اما این اورانیوم غنیشده
همچنین میتواند برای یک برنامه تسلیحاتی هستهای نیز ارزشمند به شمار
آید، زیرا غنیسازی 20 درصدی تقریبا 90 درصد مسیر لازم برای رسیدن به
اورانیوم با غنای تسلیحاتی را طی کرده است. سانتریفیوژهای نسل آینده،
توانمندیهای هستهای ایران را به شکل چشمگیری بهبود دادهاند. برای ایران، گزینه خروج از NPT [پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای] ، یعنی رفتاری مشابه با آنچه کره شمالی در پیش گرفت، درست مانند سناریوهای مختلف گریز [هستهای]، گزینه
محتملتری نسبت به تلاشی مخفیانه برای دستیابی به سلاح اتمی خواهد بود،
تلاشی که تحت نظارت شدید آژانس انرژی اتمی بسیار دشوار مینماید.
■ تحریمها نتوانستهاند تعهد سران ایرانی به برنامه هستهای این کشور را کاهش دهند چند ماه آینده، به این علت که زمان «گریز هستهای» ایران تا تابستان به یک ماه یا کمتر از آن خواهد رسید، برهه بسیار حساس و سرنوشتسازی خواهد بود. حملات سایبری مانند «استاکسنت» ، و به ویژه تحریمها، پیشرفت برنامه هستهای ایران را کند کرده است اما سران ایرانی کماکان خود را به ادامه این برنامه متعهد میدانند.
در یک راه حل مبتنی بر گفتوگو، ایران میتواند در ازای اجرای اقداماتی
حتی سفت و سختتر از پروتکل الحاقی آژانس، برخی از توانمندیهای کنونی خود
را حفظ کند. این اقدامات مواردی چون ثبت دقیق و فراگیر تمام فعالیتهای
انجام شده در کل تاریخچه برنامه هستهای و به ویژه در ابعاد نظامی، دسترسی
گستردهتر به سایتها و تجهیزات داخل ایران، پاسخگویی شفاف و کامل در خصوص
مقادیر موجود مواد هستهای در داخل کشور، و توقف دستکم دو ساله
فعالیتهای غنیسازی با هدف بازسازی اعتماد بینالمللی را شامل میشود.
■ اقدامات بازدارنده آمریکا نباید ایران را به دست بردن به اقدامی پیشگیرانه تحریک کند - «ملاحظات امنیتی» گفتوگویی با ژنرال چهار ستاره سپاه تفنگداران دریایی و نایب رئیس پیشین ستاد مشترک، ژنرال «جیمز کارترایت» و دکتر «جان آلترمن» ، صاحب «کرسی برژینسکی» در امور امنیت جهانی و ژئواستراتژی و مدیر برنامه خاورمیانه در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی. ژنرال
کارترایت گفتوگوی خود را با ترسیم خطوط کلی اهداف آمریکا از بازداری
ایران بدون لزوم به خدمت گرفتن هزاران سرباز در سالهای آینده -درست مانند
مورد کره- آغاز کرد. چنین خواستهای به توان بازدارندهای چنان قوی نیاز
دارد که بتواند دشمن را در مورد امکان دستیابی به اهداف خود به تردید
اندازد، اما نه آنچنان خرد کننده که جرقه برخوردی پیشگیرانه یا پیشدستانه
را روشن کند. تجارب آمریکا در افغانستان و عراق، توانایی ما [آمریکا] برای
انجام این مهم را، عمدتا از طریق اشتباهاتی که پیش از این مرتکب شدهایم،
بهبود بخشیده است. با این حال ژنرال کارترایت معتقد است که ما باید در عین
اینکه نیروهای ویژه خود را برای اطمینان یافتن از توان انطباقپذیری
واشنگتن با هر موقعیت پیشبینی نشدهای در منطقه حفظ کنیم، حضور نیروهای
چند منظوره خود را در مجموع کاهش دهیم. به علاوه ژنرال کارترایت به طور خاص
درخواست آموزشهایی فشرده برای تشخیص حرکت یا استفاده از یک موشک هستهای
در قالبی تروریستی و نه صرفا پرتاب یک موشک بالستیک قارهپیما را مطرح
میکند.
■ دانش هستهای ایران ذاتا نابود نشدنی است ژنرال
کارترایت به سبب امکانناپذیری ذاتی نابودی سرمایههای فکری [دانش
هستهای] که میتواند در نهایت منجر به تولید توانمندیهای هستهای شود،
این ایده را که میشود برنامه هستهای ایران را به طور کامل و قطعی متوقف
کرد، رد میکند. وی اینگونه استدلال میکند که در محاسبات امروز برای بررسی
امکان دستیابی به توانمندیهای هستهای، دیگر این پرسش مطرح نیست که «آیا
میتوانم؟» بلکه بحث تنها بر سر پاسخ این پرسش است که «آیا میخواهم؟» و
از آنجا که یک حمله نظامی هرگز نمیتواند منجر به عدم دسترسی دایمی ایران
به سلاح اتمی شود، هدف چنین حملهای تنها به تأخیر انداختن برنامه هستهای
و تنظیم شرایطی مناسب برای پیشبرد شیوههای دیپلماتیک خواهد بود. ژنرال
کارترایت تاکید داشت که هر گزینه نظامیای که مطرح شود باید به گونهای
تنظیم شده باشد که بتواند ابعاد درگیری را کنترل کرده و هدف نهایی خود را
دستیابی به یک توافق مبتنی بر گفتوگو، که تنها راه حل واقعگرایانه این
مسئله است، تعریف کند.
■ در مذاکرات هستهای غرب باید به جای تمرکز صرف بر خواستههای خود، برای درک دیدگاه ایران بکوشد
ژنرال کارترایت همچنین بر ضرورت اطمینانبخشی و دلگرم ساختن همپیمانان واشنگتن در منطقه تاکید دارد. از دید وی یک راهبرد مناسب برای حل مشکل این است که توانمندیهای متعارف آنان را برای افزایش اعتماد به نفسشان در برابر تهدید سلاحهای هستهای تقویت کنیم. او استدلال میکند که خاورمیانهای که نشان دهد میتواند با انسجام و همکاری نزدیک اعضای خود در برابر ایران ایستادگی کند، خود یک ابزار بازدارنده قدرتمند خواهند بود؛ و در انتها، ژنرال کارترایت این گفتوگو را با اهمیت درک دیدگاه ایران در این مذاکرات به جای صرف تمرکز بر خواستههای غرب به پایان میرساند. ادامه دارد... اشراف |