|
پاي حرف هاي مهناز رئوفي يک بهايي نجات يافته و مسلمان شده سايه شوم شعاري به نام جستجوي حقيقت
در نوجواني به بهائيت شک کردم. سوال هايي برايم پيش آمد که جوابي برايشان نبود. در مدرسه قرآن مي خوانديم و معلمان پرورشي و ديني از اسلام مي گفتند. اما به محض برگشت به خانه و حضور در کلاس هاي درس اخلاق که داشتيم روي ما کار و هرچه را ياد گرفته بوديم، خنثي مي کردند...مرتب مي گويند نبايد اين کتاب ها را بخوانيد. بهائيان هم فکر مي کنند هر چه تشکيلات بگويد از طرف خداست(!) به همين علت گوش مي دهند...بهايي ها مي گويند قرآن و اسلام ديني از طرف خدا بوده که زمانش گذشته و منسوخ شده است(!) |
مهناز رئوفي 11 سال است که مسلمان شده. او قبلا بهايي بوده و خانواده اش از اعضاي فعال بهايي و خادمين (روساي تشکيلات) بهايي هستند.
از زماني که مسلمان شد خانواده اش به دستور تشکيلات بهايي ترکش کرده و کوچکترين رابطه اي با وي ندارند. او بعد از مسلمان شدن به تاليف کتاب هايي جهت روشنگري و افشاگري بهائيت پرداخته است. از جمله کتاب هاي اين نويسنده مي توان عنوان هاي "چرا مسلمان شدم"، "نامه اي به برادرم"، "مسلخ عشق" و "سايه شوم" را نام برد. همچنين نقد و بررسي بهائيت را هم در دست تاليف دارد.
خانم رئوفي سير تحولات شما از چه زماني آغاز شد؟
در نوجواني به بهائيت شک کردم. سوال هايي برايم پيش آمد که جوابي برايشان نبود. در مدرسه قرآن مي خوانديم و معلمان پرورشي و ديني از اسلام مي گفتند. اما به محض برگشت به خانه و حضور در کلاس هاي درس اخلاق که داشتيم روي ما کار و هرچه را ياد گرفته بوديم، خنثي مي کردند.
به شما اجازه يافتن پاسخ سوالاتتان را مي دادند؟
بهائيت 12 تعليم دارد. اولين تعليم، جستجوي حقيقت است. اول بايد جستجوي حقيقت کني بعد بهايي شوي. اما اين تعليم در حد يک شعار است. اصلاً کوچکترين اجازه اي براي جستجوي حقيقت و خواندن کتاب هاي غير بهايي نمي دهند. بخصوص کتاب هايي که تاليف بهائيان مسلمان شده باشد.
شما در مدرسه کتاب هاي ديني و اخلاق داشتيد...
کتاب هاي ديني و اخلاق مهم نبود. چون هر سوالي که برايمان پيش مي آمد با تفسير هاي خودشان برايش جوابي داشتند.
اگر کسي کتاب هايي را که مورد علاقه آنها نيست بخواند، از طرف تشکيلات بهايي مجازات مي شود؟
مرتب مي گويند نبايد اين کتاب ها را بخوانيد. بهائيان هم فکر مي کنند هر چه تشکيلات بگويد از طرف خداست. به همين علت گوش مي دهند. اما خب بعضي ها هم گوش نمي دهند و به صورت پنهاني کتاب ها را مي خوانند.
وقتي اين کتاب ها را مي خوانديد، چه سوالاتي برايتان پيش مي آمد؟
مي گفتم اگر جستجوي حقيقت است چرا اجازه خواندن اين کتاب ها را نمي دهيد؟ بهائيان محدوديت هاي ديگري هم براي افراد گذاشته اند. اجازه نمي دهند با مسلمان ها ارتباط خوبي داشته باشيم. آنقدر تبليغات سوء در مورد اسلام و مسلمانان زياد بود که ما نمي توانستيم با هيچ کس ارتباط برقرار کنيم. به همين علت ارتباط چنداني با مسلمانان نداشتيم. مجموع اين مسائل باعث شک من شد. هيچ کدام از اين 12 تعليم عملاً انجام نمي شود.
چطور با مسلمانان مراوده نداشتيد وقتي دور و بر شما پر از مسلمان است؟
يعني نمي گذاشتند از آنها تاثير بگيريم. وگرنه رفت و آمد عادي در مدرسه و محل کار بود. مثلا با علماي اسلام رابطه اي نداشتيم. يا با کساني که در اين زمينه تحقيق کرده بودند در صورتي وارد بحث مي شديم که توان جذبشان را داشته باشيم.
در مدرسه دوستان مسلمان هم داشتيد؟
بله.
به آن ها مي گفتيد که بهايي هستيد؟
بله. با بعضي از آن ها رفت و آمد خانوادگي هم داشتيم.
از آنها تاثير نمي گرفتيد؟
نه. چون بيشتر به فکر تاثير گذاري(!) و انتقال عقيده بوديم، تاثير نمي گرفتيم.
واکنش خانواده در مقابل سوالات شما چگونه بود؟
عصباني مي شدند و مي گفتند در بهائيت چون و چرا نداريم و کسي اجازه ندارد، سوال کند. هرچه تشکيلات مي گويد درست است و نبايد سوالي در اين مورد پرسيد. اين صحبت ها با عقل و منطق جور نبود. يکي از تعاليم 12 گانه اين است که دين بايد مطابق علم و عقل باشد. ولي آن ها جواب سوال ها را نمي دادند. مثلا مي گفتند به خرافات اعتقاد ندارند. معجزه هاي قرآني را کاملا رد مي کردند. چون پيغمبر بهايي نتوانست معجزه اي براي مردم بياورد اما مسائلي را که ممکن بود مردم به آن ها ايراد بگيرند معجزه مي خواندند. مثلاً باب زمان اعدامش از ترس فرار کرده و آن ها مي گويند، غيب شده است. من مي گفتم اگر به معجزه اعتقاد نداريد، چرا مي گوييد باب غيب شده است؟
بهائيان قرآن را قبول دارند؟
به اين شکل که مسلمانان اعتقاد دارند، نه. مي گويند قرآن و اسلام ديني از طرف خدا بوده که زمانش گذشته و منسوخ شده است(!)
تشکيلات بهايي در ايران چقدر نفوذ دارد؟
نفوذ زيادي ندارند. بيشتر روي خودشان نفوذ دارند. با اينکه در اقليت و محدود هستند، به فعاليت هاي زير زميني مي پردازند.
براي جذب افراد روي چه مسايلي کار مي کنند؟
تلاش مي کنند با کارهاي سطحي مثل کمک به مستمندان يا نشستن پاي درد دل افراد مسن يا کمک هاي مالي به فقرا مسلمانان را به بهائيت جذب کنند. مثلا از تساوي حقوق مرد و زن مي گويند. از اينکه بايد صلح جهاني انجام شود. جنگ را کاملا ممنوع مي کنند. نمي توانند دست روي نقطه خاصي بگذارند. تمام اين تعاليم به صورت گسترده در اسلام وجود دارد... اين را بدانيد که بهائيت کاملا يک فرقه سياسي است.
چه کساني بيشتر جذب گروه مي شوند؟
کساني که از اسلام آگاهي ندارند يا مورد تبليغ سوء قرار گرفته باشند. تدين نداشته و مقيد به مسائل مذهبي نباشند. در کل آن علاقه اي که هر کسي نسبت به دين خود دارد را نداشته باشند. يک عده هم کساني هستند که فکر مي کنند اگر وارد اين تشکيلات شوند، پولدار مي شوند. يا خانم هايي که دلشان مي خواهد حجاب نداشته باشند. چون وقتي وارد آن جامعه مي شوند مي توانند حجاب را کنار بگذارند و خودنمايي زيادي براي مردان داشته باشند. آن ها مي گويند براي اينکه حرف هاي ما را بشنوي بايد تعصب را کنار بزني. فرد هم ذهن خود را از حرف ها پاک مي کند و حرف هاي آن ها جايگزين مي شود.
بهائيان چطور يکديگر را مي شناسند؟
اگر در شهر يکديگر را ببينند، نمي شناسند! مگر از طرف تشکيلات آمده باشند و بگويند من از طرف فلان تشکيلات و بهائي ام. سلام هاي مخصوصي دارند، "اللهُ اَبّها".
پس چگونه در کلاس ها شرکت مي کنند؟
در آن شهري که زندگي مي کنند، يکديگر را مي شناسند. اما مثلا يک بهايي سنندجي نمي تواند يک بهايي اهوازي را بشناسد.
از کجا هدايت مي شوند؟
مبدع بهائيت انگليس و روسيه بود. اين فرقه در حال حاضر مورد حمايت آمريکا و اسرائيل و کلاً کشورهاي خارجي است. اداره مرکزي بهائيت، «بيت العدل»، در اسرائيل قرار دارد و از آنجا حمايت و هدايت مي شوند. هرچه آن ها بگويند بهايي ها بدون چون و چرا اطاعت مي کنند. تعاملاتي با اسرائيل دارند و به نفع يکديگر کار مي کنند. در نهايت يک هدايت کاملاً مشخص سياسي جهت ريشه کن کردن اسلام و تفرقه بين مسلمانان دارند.
افرادي مثل شما که اهل جستجو باشند، زياد هستند؟
افراد فراواني مسلمان مي شوند. اما به زبان نمي آورند. آنها چند دسته هستند. يک دسته که مسلمان مي شوند و به زبان نمي آورند، خيلي زيادند. دسته اي که مسلمان مي شوند و از بهائيت خارج شده و از طريق يکي از روزنامه ها اعلام مي کنند که ديگر بهايي نيستند. يک دسته هم که نه مسلمان هستند و نه بهايي. چون بدون دين هستند در بهائيت مي مانند و اعلام نمي کنند. دسته آخر هم که از بهائيت خارج مي شوند و به افشاگري مي پردازند. از 170 سالي که از بهائيت مي گذرد من سومين کسي هستم که علني به افشاگري و روشنگري پرداختم و رو به نشر کتاب آوردم.
مراسم خاصي وجود دارد که بهائيان دور هم جمع شوند؟
بله آنها به ساختمان هايي که سالن هاي بزرگي دارد، «حضرت القدس»، جهت عبادت، کتاب خواندن و انجام امور اداري (شرکت در جلسات) مي روند. از وقتي انقلاب شد و ديگر اجازه چنين کاري را پيدا نکردند در خانه هايشان اين کار را انجام مي دهند.
در حال حاضر جايگاه منجي در بهائيت کجاست؟
مي گويند پيغمبر ما همان امام زمان است که تعاليم جديد را آورده است. اما هنوز مشخص نشده است که باب امام زمان است يا بهاء(!) بهائيان مي گويند هر دو امام زمان بودند(!!) اما به اين فکر نمي کنند پس چرا باب تعاليم و شريعت جداگانه اي از بهاء آورده است. شريعت باب 9 سال دوام آورد اما هيچ کدام از تعاليمش اجرا نشد. اگر قرار بود اجرا نشود چرا اصلاً اين تعاليم را آورد. اين ها به اين مسائل فکر نمي کنند چون به شک و مي افتند، سکوت مي کنند.
بهائيان تعاليم کداميک را قبول دارند؟
بهاء. باب منسوخ شده است. مي گويند باب بشارت دهنده بهاء بوده. باب را به عنوان يک ظهور مقدس قبول دارند. مسلمانان به دو پديده آخرالزماني اعتقاد دارند. يکي رجعت حسيني و بعد ظهور خود امام زمان و حضرت مسيح. بهائيت مي گويند باب و بهاء همان دو پديده هستند(!) اما ما منتظريم کسي بيايد که اسلام را براي ما روشن کند. اما آن ها آمدند دين جديدي آوردند و اسلام را از بين بردند. بهائيان معتقدند قيامت با آمدن آن ها برپا شده است. ديگر منتظر قيامت نيستند و اعتقادي هم به معاد جسماني ندارند. فقط معاد روحاني را قبول دارند. از نظر آنها قيامت يعني ظهور امام زمان(!)
نادرستي اين فرقه کاملاً مشخص و روشن است. پس چطور عده اي به اين فرقه گرايش دارند؟
گفتم که! کساني که از اسلام آگاهي ندارند و يا مي خواهند در سايه يک دين، بدون دين و آزاد زندگي کنند. البته کساني که وارد بهائيت مي شوند ديگر در اختيار خود نيستند. آزادي ندارند و هميشه تحت نظر هستند. هر مسئوليتي که تشکيلات به اعضا بدهند بايد انجام شود. زندگي فرد در اختيار خودش نيست. جلساتي هر ده روز يک بار برگزار مي شود که شرکت در آن براي همه اجباري است. اگر سوادش پايين باشد بايد کلاس تزديد معلومات(اضافه شدن) شرکت کند. اگر سوادش بالا باشد بايد به تدريس مشغول شود.
مي شود بهايي باشي و هيچ کدام از اين کارها را انجام ندهي و تشکليلات هم کاري نداشته باشد؟
مگر اينکه بي سواد باشي و نتواني کار انجام دهي. هرچند بي سواد هايشان هم در حال يادگيري هستند. همه بايد در جلسات بدون چون و چرا شرکت کنند. از 3 سالگي براي بچه ها کلاس دارد تا آخر عمر. بچه هاي 3 ساله وارد مهد کودک «گلشن توحيد» مي شوند. بعد از آن بايد هر هفته در کلاس هاي درس اخلاق شرکت کنند، تا وقتي ديپلم درس اخلاق را بگيرند و وارد دانشگاه هاي خودشان شوند. دانشگاه علمي، معارف عالي...
به صورت علني؟
دانشگاه به آن صورت نيست. کتاب هايي را مي خوانند و بعد امتحانش را مي دهند. اگر قبول شدند عضو دانشگاه خودشان مي شوند(!)
با اينهمه فعاليت و کلاس و ... چگونه به کسب درآمد و امرار معاش مي پردازند؟
خيلي فعال هستند. در حين انجام زندگي روزمره به تمام فعاليت فرقه شان هم مي رسند(!)
ممنون که وقت گذاشتيد..