
در وصف تو خواهم گفت موذنی هستی در فریاد زدن ندای عرفانی عشق. مرا به تفکر وا می داری و به دوست داشتن. به گریستن و به اینکه می شود عاشق بود و گریه نکرد. عاشق بود و دوست نداشت. عاشق بود و از یاد برد. به خدا قسم حرف دلم این نیست. این تنها شیطان نا امیدی است که مرا به از یاد بردن تو فرا می خواند. آنطرف تر، خیلی نزدیکتر از شیطان، مهربانی نام تو را بیادم می آورد و دوست داشتن را. یک خدا دارم و یک دنیا امید. سرم را بالا می گیرم و به اینکه عاشقم و ترا را از یاد نبرده ام فخر می فروشم. یک دل دارم و تنها حس ادامه یافتن. تو را به بالاترین امکان عشق می رسانم تا از درختان سبز مهربانی اش سیب های سرخ زندگی بچینی.
یک خدا دارم و ...، هادی صفری، 2/7/80
For describing you, I'll say you're the caller to call the mystic call of love. You make me think and love. Cry and to be lover and not cry. To be lover and not love. To be lover and forget. I swear by God that's not my heart words. It's just the devil of disappointment makes me forget you. Over there, really nearer than devil, a kind makes me remember you and loving you, I have one God and a world of hope. I keep my head up and pride that I'm lover and didn't forger you. I have a heart and feeling of going on. I'll take you to highest possibility of love to make you cut red apples of life from its green trees of kindness.
I have a God and …, Hadi Safaree, 2001/8/3 sababoy.blogfa.com
با تشکر از مطلب زیبای وبلاگ http://sababoy.blogfa.com
